شعر درباره صخره

شعر درباره صخره

شعر درباره صخره ، شعر و متن کوتاه ادبی درباره صخره و دریا + شعر آب و سنگ همگی در سایت جالب فا.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر درباره صخره

گر چه صخره ها

سر سختند

لیکن نمی دانند

آب به آرامی

درون قلبشان

نفوذ می کند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره صخره و دریا

تصویر قشنگی ست

برخورد موج با صخره

در یک غروب زیبا

اما …

تا اسیر دریا نشوی

نمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی!

درست مثل برخورد تو

با من

در آن غروب …

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد عشق به همه ، شعر عاشقانه برای عشقم و در وصف معشوق

شعر در مورد صخره

دریا

از گامهای تو می روید

وموج از واژه هایت

صخره ناگهانیست از نبودنها!

گلواژه هایت را نه!

خنجری اماده کن

از نگاهت

یادگاری بنویس

بر صخره

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره صخره

شب رسیده است

و ستارگان سلامی دوباره می کنند

و من در جستجوی صدایی از تو

کهکشان را ورق می زنم!

تو صدای بی تشبیه جهان این زنی

آن جا که هیچ کس شبیه تو نبود

آن زمان که در قلبش،

در گمنامی مطلق به سر می بردی!

صدای تو بوسیدنی است

صدای تو در آغوش گرفتنی است!

صدای تو،

برخورد موج ها بر صخره هاست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد موج و صخره

پشت تو یه صخرست که یک عمرکتمان کرد

دنیای نااروم و تنهای درونش رو

آروم رو در روی طوفان تو ,تب میکرد

پیشنهادی :  شعر در مورد محرم و نامحرم

یک عمر پنهون کرد از دریا جنونش رو

امشب تمام صخره ها از باد میترسن

شاید خبرهای بدی همراش اورده

دریا رو اشک صخره ها میسازه میدونم

این صخره سیلی از خودش هرروز می خورده

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد لبخند زیبا ، خنده از ته دل و خنده عاشقانه از شاملو و سهراب سپهری

شعر در مورد دریا و صخره

ای موج

سر به صخره ی ساحل بزن ،

برو عمریست

آب از سر دریا گذشته است

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد صخره

گاهی صخره‌ها هم گریه می‌کنند

ندیده‌ای تو

هرگز هم نخواهی دید

اما صخره‌ها هم گاهی گریه می‌کنند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد صخره

ابر خوش لطف تو با جان و روان ما

در خاک اثر کرده در صخره و خارا هم

با تو پس از این عالم بی نقش بنی آدم

خوش خلوت جان باشد آمیزش جان ها هم

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد لب سرخ ، دوبیتی و متن عاشقانه درباره لب و رژ لب قرمز و خال لب یار

شعر درباره صخره

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها 

که سر به صخره گذارد

غریبی و پاکی

ترا ز وحشت توفان به سینه می فشردم

عجب سعادت غمناکی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره صخره و دریا

از تو چرا نور نگیرم؟! که تو

تابش هر خانه و هر روزنی

از تو چرا زور نیابم؟! که تو

قوت هر صخره و هر آهنی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صخره

مثل کوه

که گذر می کند از ابر و مه انبوه

مثل آب

پیشنهادی :  شعر در مورد گل سرخ

که گذر می کند از صخره و سنگ خزه پوش

مثل گل

که گذر می کند از پرده‌ی خاک

مثل چیزی که نمی دانم

من دلم می خواهد

بگذرم از تو

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد قناعت ، حرص مال دنیا + شعر طنز قناعت برای کودکان

شعر نو درباره صخره

دنیای پیش رویم پیش می رود

و من هنوز اینجا،

کنار خاطرات مواج تو

ایستاده ام

تا روزی تمام دنیا بسویم بازگردد

وتنها یکبار با من باشد

باری من صخره ای دلتنگ

دریای غرورت هستم

و تو تمام دنیای من هستی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد موج و صخره

بودی و دلم دلتنگت بود…

شاید دلتنگ صخره هایی باشم

که باهم هموارشان می کردیم..

شاید دلتنگ کوچه های غربتی باشم

که با قدمهایمان کودکی هایمان را

در آنجا لی لی کردیم..

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دریا و صخره

می نویسم چنان زیبایی

که صخره ها

سر راهت آب می شوند

تا با تو راهی دریا شوند

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد کودکی ، پیری و معصومیت کودک از شهریار و مولانا

شعر کوتاه در مورد صخره

شانه‌های تو …

همچو صخره‌های سخت و پر غرور

موج گیسوان من در این نشیب

سینه می‌کشد چو آبشار نور

” alt=”شعر درباره صخره ، شعر و متن کوتاه ادبی درباره صخره و دریا + شعر آب و سنگ” width=”550″ height=”293″ data-src=”https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/12-6.jpg” data-srcset=”https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/12-6.jpg 550w, https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/12-6-180×96.jpg 180w, https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/12-6-120×64.jpg 120w” data-sizes=”(max-width: 550px) 100vw, 550px” />

زار گریند بر احوال دلش نرم دلان

که دلش سخت تر از صخره صما بینند

پیشنهادی :  شعر در مورد شهر سامان

بگشای از دلش، ای موسی عهد، آب خضر

به عصایی که تو را در ید بیضا بینند

.

نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی

اگر مقیم بدندی چو صخره صما

فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی

اگر مقیم بدندی به جای چون دریا

.

بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

بنه سر گر نمی گنجی که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی گنجد از آن باشد که سر دارد

.

از تو چرا نور نگیرم؟! که تو

تابش هر خانه و هر روزنی

از تو چرا زور نیابم؟! که تو

قوت هر صخره و هر آهنی

.

ابر خوش لطف تو با جان و روان ما

در خاک اثر کرده در صخره و خارا هم

با تو پس از این عالم بی نقش بنی آدم

خوش خلوت جان باشد آمیزش جان ها هم

درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...

اشعار محسن عاصی

13
دقیـقه مطالعه
مشاهده

شعر در مورد کبک

3
دقیـقه مطالعه
مشاهده