مقاله جامع درباره تحقیق گیاهان دارویی

مقدمه

انسان از بدو تمدن تا كنون و در طول حيات ديرينه ايش هماره با عوامل نامساعد جوي در ستيز بوده است از جمله اين عوامل نامساعد بيماريها و امراض مي باشد كه سلامتي و حيات او را در معرض خطر قرار داده و باعث تلفات و مرگ و مير در كليه ادوار تاريخي گشته اند.

بشر نيز به موازات سير تكاملي عوامل محيطي و بخصوص امراض و بيماريها به مقابله با آن برخاسته و از مواد گوناگون و مختلف استفاده نموده است. گياهان اولين ماده اي بودند كه در ابتدا جهت تغذيه و سپس قسمت هايي از آن جهت مدواي بعضي از بيماريها مورد استفاده انسان قرار گرفته است. اثرات معجزه آساي گياهان در درمان بسياري از امراض از قديم الايام مورد توجه قرار بشر بوده و براي او روشن و آشكار بوده است.

روزگاري بازار حشاشين اصفهان، ري، خراسان و الموت و بعضي از نقاط جهان مراكز بزرگ جمع آوري و پخش گياهان داروئي و حتي الكل استخراج شده از گياهان و عرق بيد و امثال اين بود.

تحقيقات علمي و مطالعات دامنه دار زيادي در جهت شناخت هر چه دقيقتر و كاملتر گياهان داروئي تا كنون انجام يافته است.

گياهان خانواده پاپا وارسه (تيره خشاش) از جمله گونه هاي داروئي هستند كه از روزگاران گذشته بر روي آنها تحقيقات زيادي مي شده است.

آلكالوئيدهايي نظير مرفين، تبائين، كدئين و پاپاورين از گياهان اين تيره بدست آمده اند. مرفين به علت دارا بودن خاصيت ضد درد قوي و همچنين جلوگيري از اسهال در طب مصرف شده است. تبائين هم به علت اثرات تشنج آور استريكنين و هم به علت شباهت و نزديكي ساختمان شيميائي آن به مرفين قابل، تبديل به تركيبات زيادي از جمله كدئين و نالوكسان مي باشد. نالوكسان در درمان معتادين به هروئين مصرف مي شود و تبائين بر خلاف مرفين خاصيت اعتياد آور ندارد.

كدئين به عنوان مسكن سرفه در طب مورد استفاده داشته است و از اين روست كه بررسي گياهان اين تيره مورد توجه مجامع علمي قرار گرفته است.

گلوسيوم جزء گياهان تيره پاپاوارسه بوده و از آلكالوئيدهاي متنوع برخوردار است و براي بيوسنتز آلكالوئيداهي موجود در اين گياهان سيستم هاي آنزيمي متعددي در گياه مي باشد تحقيق در مورد آلكالوئيدها باعث شده كه اين گياهان بر اساس ماده موثره موجود در آنها تقسيم بندي شوند. نتايج متناقض و اختلاف آلكالوئيدهاي موجود در يك نوع گياه نشان دهنده اين مطلب است كه گياهان فوق كه از نظر مورفولوژي يكسان بوده و از نظر تقسيم بندي گياهي در يك طبقه قرار مي گيرند، داراي سيستمهاي آنزيمي متفاوت بوده و اختلافشان در موارد موثره موجود در آنها مي باشد.

تقسيم بندي بر اساس ژنتيك يا تعداد كروموزومهاي گياهان، تقسيم بندي بر اساس ماده موثره را تائيد مي كند چنانكه آزمايشات ژنتيكي انجام شده نتايج زير را نشان مي دهد.

1) Papaver Bracteatom N=7

2) Papaver Orien tale N=14

3) Papaver Psudo Oriental N=21

اين تحقيقات همچنان ادامه داشته و هر ساله در سمينار پاپاور كه بعد از كشف تبائين ايجاد شده نتيجه تحقيقات كشورهاي مختلف اعلام مي گردد.

بررسي منابع

تيره خشخاش Papaver Raceae

گياهاني كه در اين تيره جاي دارند، گياهاني علفي، يكساله، و بندرت درخچه اي داراي 21 جنس و 700 گونه مي باشند. اين گياهان در نواحي معتدله نميكره شمالي بندرت يافت مي شوند. كمتر در مناطق گرم و استوايي و همچنين در نيمكره جنوبي موجود مي باشند.

برگهاي اين گياه منفرد و بدون استيپول و عميق و دندانه دار و اغلب مركب از بردگيهاي باريك و فراوان مي باشند. گلها نر و ماده داراي نهنج برجسته، منفرد يا مجتمع و بصورت گرزهاي باريك و يا دو طرفه مي باشند.

فرمول اجزاء گل آن بصورت زير است: N كاسبرگ +(n+n) گلبرگ + تعداد زيادي پرچ و تخمدان چند پرچه اي ولي يك خانه.

در اين فرمول n معمولاً مساوي 2 و در برخي انواع برابر 3 مي باشد.

كاسبرگ در اين گياهان اغلب به هم پيوسته بطوريكه از اتحاد آنها كلاهكي درست مي شود كه بعداً بصورت قطعه اي جداگانه به زمين مي افتد.

جام گل آها ممكن است مركب از 2 و گاهي 3 حلقه از گلبرگهاي بزرگ باشد، زماني كه گل به حالت غنچه است گلبرگها وضع چين خورده اي دارند و پس از شگفتن كامل گل، گلبرگها صاف مي شوند. دوام آنها بسيار كم است.

نافه گل مركب از تعداد زيادي پرچم و مادگي آنها از دو يا تعداد بيشتري بره تشكيل مي شود كه در مجموع تخمداني فوقاني و يك خانه با تمكن جانبي بوجود مي آورند.

در پاره اي از گياهان نظير گلوسيومها جدار ناشي از جفت، حفره تخمدان را به دو خانه تقسيم مي كند. (2)

ميوه آن پوشينه يا خورجين مانند است. اغلب گياهان تيره خشخاش مجاري ترشحي شيرابه دارند كه از سلولهاي منفرد و يا پشت سر هم با جدار عرضي سورخدار و يا بصورت مشبك تشكيل مي يابد. اين سلولها و مجاري در پارانشيم ها مخصوصاً «در بافت آبكشي بيشتر ديده مي شوند. شيرابه هاي اين مجاري ممكن است كه به رنگ شيري و يا زرد و يا به رنگ قرمز مي باشند. (2)

موقعيت تيره خشخاش از نظر تقسيم بندي گياهي (1)

تيرة خشخاش داراي 21 جنس مختلف در جهان مي باشد كه تنها 5 نوع آن در ايران تا كنون ديده شده است:

الف: دسته اي كه تخمدان مركب از برچه هاي متعددد و ميوه پوشينه دارند:

1 – پاپارو Papaver: گياهان علفي و داراي برگهاي لوب دارو و يا بريدگيهاي عميق مي باشند. گلهاي آنها منفرد يا مجتمع بصورت دو تايي و گاهي بيشتر در انتهاي ساقه وجود دارد. ميوه آن پوشينه و گرز مانند و داراي دانه هاي زيادي است كه بعد از رسيدن ميوه از منافذ زير كلاله خارج مي شود. كلاله بصورت يك صفحه چسبيده به بالاي ميوه، ميوه به شكل يك كپسول كه بوسيله حفره هايي كه زير ديستك قرار دارند باز مي شوند.

ب – دسته اي كه ميوه خورجين مانند دارند:

1 – Romeria Med: گياهاني هستند علفي و يكساله و داراي برگهايي با بريدگيهاي ريز برنگ بنفش و قرمز تيره داراي 10 گونه مي باشد كه بيشتر در مناطق مديترانه اي مي رويند. ميوه آنها با 3 يا 4 درپوش باز مي شود كلاله 3 يا 4 شاخه انتهايي است.

2 – Ghelidonium: گياهاني علفي، گلها به رنگ زرد با مادگي مركب از 2 برچه مي باشند. دانه ها داراي يك زائده سفيد، گلها به صورت چتري، شيرابه گياه برنگ پرتقالي است. داراي 2 گونه مي باشند. يك گونه به نام Gh. Majus L. اي ماميران كه در نقاط شمال و اطراف تهران است.

3 – Glaucim Mill: گياهاني علفي، دو ساله و يا پايا، ميوه بوسيله 2 درپوش باز مي شود. كلاله دو شاخه و در دو طرف بالاي ميوه قرار دارد. برگها برنگ سبز مات و داراي بريدگيهاي عميق مي باشد. گلهاي آن به رنگ زرد و اغلب لكه هاي قرمز رنگ در قاعده گلبرگ ديده مي شود. و بندرت گلهاي برنگ قرمز نيز ديده شده است.

تخمدان از دو برچه تشيكل شده و ميوه خورجين مانندو دراز است. و توسط دو درپوش باز مي شود. اين گياهان مشتمل بر 20 گونه اند و در مناطق مديترانه بوفور يافت مي شوند. در ايران بعضي از گونه هاي آنها بنام لاله كوهي و خشخاش بحري و نام ديگر آن Horn. Poppy مي باشد. (2)

مشخصات جنس Glau Gium:

اين جنس شامل گياهاني است، يكساله، دو ساله و يا چند ساله كه برگهايشان از يك تا چند بار شاخه شده و هر يك از تقسيمات برگ معمولاً لوب دار يا دندانه دار مي باشد. گل در آنها تكي و داراي دو كاسبرگ است.

گلبرگها به تعداد 4 عدد به رنگ زرد، نارنجي و قرمز بوده و اغلب داراي يك لكه تيره در قسمت پائين گلبرگ است. پرچمها به تعداد زياد است و تخمدان باريك و كركدار يا بدون كرك است. ميوه كپسول كشيده و باريك بطول 25-10 سانتيمتر داراي يك ديواره داخلي كه دانه ها به آن چسبيده اند دانه ها به تعداد زياد و بدون زائده مي باشند. (2)

انواع گلوسيومهاي ايران:

دكتر پارسا گلوسيومهاي ايران را به سه دسته و 13 نوع تقسيم بندي نموده است: (2)

دسته اول: گلوسيومهايي كه تخمدان آنها پوشيده است:

1 – G. Gornculatum L. (Gornicu Latum Curt. Chelidonium Corniculatum L.)

2 – G. Arabicum Fresen.

3 – G. Persicum Bang (G. Lateum Var. Fimbrilligerm Trautv. Pl. e. s. G. Fimbrilligerm Boiss).

4 – G. elegams . F. etm . (G. Pamilum Boiss G Squamigern Boiss).

5 – G. Contir tuplicatum , Boiss.

6 – G. Grandiflorum, Boiss.

7 – G. Haussknechtil Fedde.

8 – G. Calcinum Boiss.

دسته دوم: گلوسيومهاي كه تخمدان آنها داراي برآمدگي مي باشد:

9 – G. Flavum Grants (Chelidonium Glaucium L. G . Luteum Scop).

10 – G. Leio Car Pum Boiss (G. Fulvum Boiss).

11 – G. Pulchrum Stapf.

12 – G. Oxylobum Boiss. Et Buhse.

دسته سوم: گلوسيومهايي كه تخمدان آنها صاف مي باشد:

13 – G. Vitellium Boiss. Et Buhse.

CLASSIS = DIGOTYLEDONES

SOU. GL. = DIALYPETALES

ORDO = RANALES

FAMILIA = PAPAVERACEAE«راستة آلاله»

GENUS = GLAUGIUM«تيرة خشخاش»

G. flavum: گياه يكساله يا پايا:

ساقه: به ارتفاع 90-20 سانتيمتر، منشعب، شاخه ها فاقد كرك يا داراي كرك بسيار كم.

برگ: ضخيم، درطوقه و پايين ساقه كركدار- دمبرگدار، داراي بريدگيهاي كم عمق شانه اي و ندانه هاي نامنظم، بالاييها ساقه آغوش با دندانه هاي بزرگ، كركدار يا فاقد كرك

گل: منفرد، انتهايي بزرگ، به رنگ زرد طلايي و كاسة سبز، كم و بيش پرزدار يا پركدار و جام به طور نامحسوس واژ تخم مرغي.

ميوه: كپسول بسيار بلند، معمولاً خميده و كماني، سطح آن داراي برجستگيهاي غده اي يا صاف.

موسم گل: اردبيهشت – تير

انتشار جغرافيايي: البرز. درة سفيد رود بين رودبار و رشت.

در جنوب: شيراز

عكس نمونه: رودبار

CLASSIS = DICOTYLEDONES

SOU. CL. = DIALYPETALES

ORDO = PARIETALES

FAMILIA = PAPAVERACEAE

GENUS = GLAUCIUM

G. oxylobum: گونه اي شقايق گياه يكساله تقريباً فاقد كرك، با 30 – 20 سانتيمتر ارتفاع،

برگ: ساقه آغوش داراي تقسيمات شانه اي، تقسيم نهايي معمولاً «بزرگتر، هر تقسيم دراز پهن، در انتها تقريباً «تيز، دندانه دار تقسيم بالايي سه قسمتي، برگهاي فوقاني تخم مرغي قلبي و داراي دندانه هاي نسبتاً تيز».

گل: قرمز روشن، كاسبرگها فاقد كرك، خرجين پوشيده از غده هاي پراكنده و نستباً كم. كلاله پهن، پيكاني و سه گوش.

موسم گل: ارديبهشت- خرداد.

انتشار جفرافيايي: البرز، تهران و اطراف، ارتفاعات رادكان، شمال: درة تالار بين گدوك و عباس آباد.

عكس نمونه: بين تهران و كرج.

CLASSIS = DICOTYLEDONES

SOU. CL. = DIALYPETALES

ORDO = PARIETALES

FAMILIA = PAPAVERACEAE

GENUS = GLAUCIUM

G. vitellinum: گونه اي شقايق «گياه دو ساله، پوشيده از كركهاي پرز مانند، نسبتاً زبر.

برگ: پاييني ها منقسم شانه اي، با تقسيمات دراز پهن، با بخشهاي سينوسي و نوك دار.

گل: به رنگ زرده اي- نسبتاً ميوه داراي پايه يا دمگل بلند، صاف و فاقد كرك.

موسم گل: ارديبهشت.

انتشار جغرافيايي: بين تهران و كرج، غرب: شكاف ديواره هاي سنگي ارتفاعات گلپايگان، اراك، خوانسار، بشخ مركزي: ارتفاعات يزد.

عكس نمونه: بين تهران و كرج.

CLASSIS = DICOTYLEDONES

SOU. CL. = DIALYPETALES

ORDO = PARIETALES

FAMILIA = PAPAVERACEAE

GENUS = GLAUCIUM

G. fimbrilligerum subsp. Ophyocarpum «گونه اي شقايق» گياه دو ساله، سبز يا سبز متمايل به آبي.

ساقه: متعدد، به ارتفاع، 100-50 سانتيمتر، بسيار منشعب، ضخيم و كم و بيش گوشتي.

برگ: بدون كرك، سبز مات يا متمايل به آبي، با تقسيمات ته شانه اي و تقريباً «چنگي يا چند بخشي شانه اي، با تقسيمات سينوسي چين خورده، دندانه دار، با دندانه هاي بزرگ كند، ساقه ايها، تخم مرغي، ساقه آغوش، با دندانه درشت نامنظم يا چند لبه، با لبه هائي در راس تيز.

گل: قرمز درخشان، بزرگ، غنچه ها تخم مرغي كشيده، بدون كرك، ميوه يا خورجين به طول 30-15 سانتيمتر، پيچ خورده بخصوص در پائين مارپيچي شده، بدون كرك، كلاله پيكاني با لبه هاي افقي.

موسم گل: ارديبهشت.

انتشار جغرافيائي: البرز: بين فيروز كوه و گدوك عباس آباد.

عكس نمونه: البرز: آينه ورزان بين گيلاوند و فيروزكوه

CLASSIS = DICOTYLEDONES

SOU. CL. = DIALYPETALES

ORDO = PARIETALES

FAMILIA = PAPAVERACEAE

GENUS = GLAUCIUM

G. fimbrilligerum «گونه اي شقايق» گياه دو ساله، سبز كم رنگ يا متمايل به زرد و يا سبز متمايل به خاكستري،

ساقه: متعدد، به ارتفاع 60-30 سانتيمتر، منشعب، ضخيم و محكم.

برگ: بدون كرك يا كمي كرك دار. بن رستها همگي طوقه اي، داراي دمبرگ بلند، با تقسيمات ته شانه اي- چنگي، تقريباً چهار گوش، ساقه ايها نسبتاً كوچك، متعدد، ساقه آغوش، تخم مرغي، با دندانه هاي كم عمق درشت و با نوك تيز.

گل: قرمز يا متمايل به زرد، غالباً فاقد لكه در قاعده، تقريباً بزرگ و غنچه ها پهن دار- تخم مرغي كشيده به طول 5/2-5/1 سانتيمتر، نوك تيز، بدون كرك يا پوشيده از كركهاي سوزني، گلبرگها بزرگ 5/2 سانتيمتر، ميوه يا خورجين باندازه 25🞩5 سانتيمتر، راست يا كمي كمانه، بدون كرك، كلاله وسيع به عرض 9 ميليمتر، پيكاني، با لبه هاي افقي.

موسم گل: ارديبهشت- خرداد

انتشار جغرافيائي: البر: كلاردشت، پل زنگوله، بين كرج و گچسر، شمال شرقي: كوه سفيد بين ماران و بجنورد.

عكس نمونه: البرز: دليجائي بين فيروزكوه و گدوك عباس آباد.

خواص درماني گياهان جنس Glaucium

قسمت هوايي اين گياه گاهي در طب عوام به عنوان مخدر و خواب آور در اطفال بصورت دم كرده يا جوشانده مصرف مي شود. سابقاً از آن در رفع بيماري قند استفاده به عمل مي آمده است.

دانه اين گياه اثر ملين دارد و داراي 27% روغن قابل مصرف بوده و سابقاً از آن براي مصارف روشنايي استفاده مي شده است. (1)

از نظر طب پيشرفته مواد استخراجي از اين گياه داراي خاصيت پائين آورنده ضربان قلب بوده و ضد اختلالات عضلاني قلب مي باشد. همچنين جريان خون سرخرگ كرونر را افزايش مي دهد. اين مواد سبب تحريك رحم مي شود. ولي مدت اين اثر كوتاه مي باشد. تزريق داخل وريدي آنها به حيوان به ميزان 025/0 گرم باعث پايين آمدن فشار داخليب چشم و ايجاد ميدرياز مي شود و اين اثر آن شبيه مرفين است. همچنين داراي خاصيت ضد سرفه- اسپا سموليتيك و ضد خير بدون خاصيت تضعيف دستگاه مركزي تنفس مي باشد.

از آن در تغيير رنگ و شكل ظاهري از ميكروبها بعلت داشتن آلكالوئيدكريدين نيز استفاده مي شود. و بر اساس مطالعاتي كه در سال 1956 توسط عده اي از محققين در مورد اثرات آلكالوئيد ديگر آن بنام ايزوكريدين بر روي عضلات مخلط و فعاليت عصبي و حركتي انجام گرفت. اين نتايج بدست آمد كه بازكواترنر N- متيل ايزوكريدين در روي خرگوش و وزغ باعث كاهش مستقيم و غير مستقيم قابليت انقباض و تحريك پذيري عضلات حركتي مي شود. اين عمل مشابه عمل ET4N+ ولي بدون اثر كوراري آن مي باشد. ايزوكريدين دخالتي در عمل استيل كولين بر روي قلب و يا عضله مخطط ندارد و اثر آن بر روي قابليت تحريك پذيري قلب مختصر و يا هيچ مي باشد. (2)

آلكالوئيد ديگر آن به نام بولبوكاپنين از طريق مركزي تونوس عضلات مخطط را تغيير مي دهد. اين دارو به عنوان يك عامل مفيد نوروفيزيولوژي در مطالعات روي كاتالپسي بكار رفته است. اين دارو را از غدد ريشه اي انواع Gorydalis Cava بدست مي آوردند كه اغلب به عنوان Dutchman breeches خوانده مي شود. (2)

از مدتها پيش اين آلكالوئيد براي درمان صرع و اعصاب مورد استفاده واقع مي گرديده و به علت خاصيت ضد لرزش اين آلكالوئيد و آلكالوئيدهاي مشابه آن هنوز بطور متفرقه از آن براي اين منظور استفاده مي شود. (2)

در سال 1945، Jong تاريخچه و اعمال دارو را بررسي و نشان داد كه تجويز آن دارو به حيوانات باعث ايجاد خاصيت كاتالپسي در آن مي گردد.

هر گاه مقدار كافي از اين دارو به حيوان (گربه) تزريق مي گردد. در عرض ده دقيقه حالت ثابتي در حيوان بوجود مي آيد، كه اين حالت مدتها ادامه مي يابد. حركات ارادي حيوان از بين مي رود، و سفتي مخصوص در وي ايجاد شده و به حالت خاصي خم مي گردد، و در حالت عجيبي قرار مي گيرد. (2).

در آزمايشاتي كه بر روي خرگوش و خوكچه هندي انجام شده، تسكين و خواب آلودگي در اين حيوانات در اثر تزريق بولبوكاپنين مشاهده شده است. (2)

پس از گذشت 18 ساعت بهبودي حاصل مي شود بدون استفاده عوارض بعدي در برداشته باشد. با تزريق دوز بيشتر از اين دارو تشنجات تونيسك و كلونيك ظاهر گشته و باعث از بين رفتن حيوان مي شود.

اثر اين دارو به احتمال قوي از طريق مركزي مي باشد و در الكتروميوگرافي عضلات مخطط در مرحله سفتي به حالت طبيعي مي باشند. رزرپين و دي فن هيدرامين و بيشتر مضعف ها سيستم عصبي مركزي (CNS) كاتاتوني را تشديد كرده و بر عكس اكثر محركهاي CNS و كوكائين و آمفتامين و محريم محيطي اثر معكوس بر كاتانوني دارند. (2)

بولبوكائين از اثر آدرنالين و 5- هيدروكسي تريپتامين (تريپتوفلان) بر روي فشار خون ممانعت مي كند.

اين آلكالوئيد بر رفلكس هاي نخاعي اثر قابل توجه اي ندارد. با دوز كم اين دارو، سبب تضعيف رفلكس هاي نخاعي شده ومقدار زياد آن باعث تحريك رفلكس ها مخصوصاً رفلكس فلكسيون مي گردد. (2)

در سندرم پاركينسون و بيماري كره (Choreo) به منظور درمان لرزش مصرف مي شود. تزريق 5/3 گرم براي هر كيلوگرم وزن، از اين دارو سبب كاهش بسياري از حركات مزاحم در طول انسفالوپاتي كودكان مي شود. (2)

در كتاب فارماكولوژي دكتر گيتي، بولبوكاپنين در رده داروي ضد پاركينسون طبقه بندي شده است. به عنوان داروي ضد پاركينسون دوز آن 05/0 تا 1/0 گرم است. (2)

تركيبات شيميائي موجود در جنس Glaucium

از انواع گلوسيوم ها تركيبات مختلفي استخراج و شناسائي گرديده كه عبارتند از: الكالوئيد، گلوكزيدهاي سيانوژنيك و اسيدهاي آلي از جمله اسيد دي هيدروكسي مالئيك و اسيد فوماريك كه از انواع G-Luteum بدست آمده است. (2). همچنين داراي مواد رزيني و پكتيكي و نوعي مادة تلخ به نام گلوكوپيكرين مي باشد. (1). گزارش گرديده است كه پيگ مانهاي رنگي لكوآنتو- سيانين در گلوسيوم ها يافت نمي شود.

آلكالوئيدهاي بدست آمده از گياهان اين جنس عبارتند از: (2)

كريدين (گلوسنترين)/ Corydine

كوري توبرين/ Corytuberine

دومستي سين (اپي دي سنترين)/ Domesticine

گلوسين/ Glaucine

ايزوكريدين/ Iso Corydine

ماگنوفلورين/ Magni Florine

بربرين/ Berberine

آلفا- آلوكريپتوپين/ -Allocryptopine

پروتوپين/ Protoopine

چلريترين/ Chelerythrine

كليدونين/ Chelerythrine

چيلروبين/ Cheliru bine

سنگينارين/ Sanguinarine

N- متيل لورتتانين/ N- Metrhyllaurotetanine

بولبوكاپنين/ Bulbocapnine

ديسانترين/ Dicentg rine

دهيدروديسانترين/ Dehydrodicentrine

O- متيل فلاوينانتين/ O- Methyl Flavinantine

كلريت رين/ Chelerythrine

شيمي و بيوسنتز آلكالوئيدهاي جنس گلبوسيوم:

همانگونه كه قبلاً نيز اشاره شد متابوليتهاي ثانويه موجود در گياهان جنس كلوسيون را گروه آلكالوئيدها تشكيل مي دهند و بخصوص از تحقيقاتي كه در گذشته نيز صورت گرفته است. الكالوئيدهاي موجود در گلوسيوم كورنيكو لاتوم را مي توان به سه دسته تقسيم بندي نمود كه عبارتند از: (2)

1 – آلكالوئيدهاي پروتوپين

2- آلكالوئيدهاي آپورفين

3 – الكالوئيدهاي هيدروفنانترني

1 – آلكالوئيدهاي پروتوپين: آلكالوئيدهاي اين گروه جزو ايزوكينمولينها نمي باشند ليكن از آنجائيكه از نظر بيوژنتيكي از تتراهيدروپروتوبربرين مشتق مي شوند جزو اين ايزوكينولوين ها بشماري مي آيند.

از مشخصات پروتوپين ها وجود يك حلقة 10 اتمي است كه شامل يك اتم نيتروژن نوع سوم است. و كربن 14 آن بصورت يك گروه كتوني است.

آلكالوئيد اوكروبين (+) – Ochrobrinie يك عامل هيدروكسيل و Corycavidine , Corycavmine كه هم بصورت را سميك و هم زاست گرد هستند يك گروه متيل بر روي كربن شمارة 13 دارند.

همچنين چهار آلكالوئيد 13- اكسوپرتوپين نيز مورد شناسائي قرار گرفته است.

شكل

هستة الكالوئيدهاي پروتئيني

بيوسنتز آلكالوئيدهاي پروتوپيني:

در زير بيوسنتز آلكالوئيدهاي پروتوپين كه مشتق از رتيكولين است و مادة واسط آن استيلوپين و دو تركيب II و III مي باشد آمده است. (2).

شكل

شكل

2 – آلكالوئيدهاي گروه آپورفين:

1 – آرپوفين ها و بزرگترين گروه از آلكالوئيدهاي ايزوكينولئين بعد از سيسم بنزيل ايزوكينولئين ها هستند. در اين اجسام به اتم ازت معمولاً يك گروه متيل متصل است كه باعث تبديل آن به آمين نوع سوم مي شود. اگر آمين نوع دوم باشد، آنرا نورآپورفين گويند. آلكالوئيدهاي آپورفين با ازت نوع كوارتز نيز شناخته شده اند كه به آن در گروه متيل متصل شده اند. (2)

در آپورفينها استخلاف هميشه در موقعيتهاي 1 و 2 صورت مي گيرد، و اين گروههاي استخلافي اغلب هيدوركسيل- متوكسيل و متيل دي اكسي مي باشند در موقعيت كربنهاي 9 و 10 و 11 هم اغلب استخلاف صورت گرفته ولي در موقعيتهاي 3 و 8 بندرت استخلاف انجام مي شود. همچنين روي كربن شمارة 7 بندرت يك گروه هيدروكسيل قرار مي گيرد. Steporphine تنها آپورفين شناخته شده اي مي باشد كه كربن شمارة 4 آن اكسيژنه گرديده است. (2)

گلوسين- كوري توبرين- كريدين- ايزوكرديدن و بولبوكاپنين اولين آپورفينهائي هستند كه ساختمان آنها تاييد شده است. (2)

آنها را به (-)- Norlaudanosoline (IV) , (+)- Reticuline (V) مرتبط مي سازد.

Cohen , Barton دو روش بيوسنتيك پيشنهاد نموده اند كه از طريق آنها تتراها يدورايزوكينولينهاي فنوليك مي توانند به آپورفين ها تبديل گردند و اين عمل ممكن است به دو طريق مستقيم يا غير مستقيم با تشكيل يك جسم بينابيني كه از نظر شيميائي Dienone است انجام شود.

تحقيقات انجام شده هر دو روش مستقيم و غير مستقيم بيوسنتز آپورفينها را تاييد مي كند. (2)

بيوستنز مستقيم آپورفين ها:

اين بيوسنتز مطابق شكل زير انجام مي گيرد:

شكل

بيوسنتز آپورفين ها از طريق اتصال اكسيد اتيو مستقيم رتيكولن

(Direct Oxidative coupling)

در اثر اكسيداسيون رتيكولين IV بطريق In Vitro بوسيلة معرفهائي كه سبب تشكيل راديكالهاي آزاد مي گردند. Isoboldine VI بوجود مي آيد و با بكار بردن ازت كواترنر نتيجة بهتري حاصل مي گردد.

تا كنون از مجموعة اين اركسيونها، جسمي بدست نيامده است كه نشان دهد يك اتصال مستقيم Ortho-Artho در تشيكل آپورفين ها انجام مي شود. (2)

بيوسنتر غير مستقيم آپورفين ها:

در اين طريقه ابتدا مادة اوليه در اثر اكسيداسيون بيك Dienone تبديل مي گردد. در مرحلة بعدي پيدايش تغيير وضع مولكولي در Dienone مي تواند آپورفينهاي مختلفي را بوجود آورد و يا اينكه Dineol منجر به تشكيل آپروفين ها مي گردد. (شكل 1)

Dienone , Dienol هاي دو استخلافي در كربن 4، در اثر گرفتن پروتون و تغيير وضع هاي ملكولي، عطري شده به تركيبات پايداري تبديل مي گردد. مكانيسم آن در شكل 2 نشان داده شده است. (2)

شكل 1 – بيوسنتز غير مستقيم اپورفين ها

شكل 2 – مكانيسم تغيير وضع مولكوي dienol- benzan , dienone- phenol

بولبوكاپنين- ايزوكرديدن- كريدين و –N متيل اورتتانين از جمله آلكالوئيدهاي آپورفين بدست آمده از گلوسيوم كورني كولاتوم گل نارنجي مي باشد.

بيوسنتز نمونه اي از آلكالوئيدهاي آپروفيني در جنس Glaucim

اين آلكالوئيدها در اثر اتصال اكسيداتيو و هيدروكسيله شدن نورلودانوزين بوجود مي آيد. (19)

شكل

آلكالوئيدهاي گروه هيدروفنانترن:

اولين آلكالوئيد جديد كه E. Brochmann- Hanssen توسط ترياك جدا گرديد Reticuline نام دارد. (2)

اسكلت آلكائيدهاي هيدروفنانترن

يك آلكالوئيد از اين نوع بنام O-Methy Flavinantine در گياه گلوسيوم كورني كولاتوم با گل زرد بافت شده است (2)

بيوسنتز آلكالوئيدهاي هيدورفنانترني:

در شكل صفحة بعد بيوسنتز يكي از آلكالوئيدهاي هيدروفنانترني از نظر مي گذرد. (2)

Norlaudanosoline (حاصل از تركيب تيروزين و دوپامين) هسته اصلي بيوسنتز تعداد زيادي از آلكالوئيدها از جمله مرفين شناخته شده است. نورلودانوزولين بطور نسبي متيله شده و توليد (-) Reticuline مي كند. از اتصال اكسيداتيو دي فنل در ناحيه اي كه با ستاره مشخص شده سالوتاريدين حاصل مي شود. از احياء اين دي انون توليد، دي انون سالو تارديدن مي شود كه دراي دو ايزومر مي باشد كه يكي از آنها سالوتاريدينول I ناميده مي شود كه به تبائين تبديل مي گردد. بيوسنتز 5 – متيل فلاوينانتين هم طبق شماي فوق بوده و استخلافها بعلت آنزيمهاي موجود در گياه مي باشد. (2).

دیدگاهها

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مقاله جامع درباره تحقیق گیاهان دارویی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.