شعر وحشی بافقی در مورد بهار

شعر وحشی بافقی در مورد بهار

شعر وحشی بافقی در مورد بهار ، یک بیت شعر در مورد بهار از سعدی همگی در سایت جالب فا.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر وحشی بافقی درباره بهار

داغ جنون تازه گشت این دل پژمرده را

سخت خزانی گذشت، خوب بهاری رسید

وحشی ازین موج خیز رست ولی بعد مرگ

غوطه بسی زد به خون تا به کناری رسید

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی بهار

در آه ما نهفته خزان و بهار حسن

تأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما

رخش اینچنین متاز که پیش از تو دیگری

کردست اینچنین و ندیدست گرد ما

وحشی بافقی

جستحو کنید در سایت : متن برای فوت دایی ، خودم + پروفایل متن مرگ دایی عزیزم

شعر وحشی درباره بهار

وحشی از من زین سرود غم

بسی خواهد شنید

زانکه خود را

بلبل خرم بهاری کرده‌ام

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی درباره بهار

گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهار

کاینچنین فصلی غم آن گلعذارم می‌کشد

شب هلاکم می‌کند اندیشهٔ غمهای روز

روز فکر محنت شبهای تارم می‌کشد

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی بهار

سد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوهٔ یک باغ نچیدیم ، نچیدیم

سرتا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی بافقی

جستحو کنید در سایت : متن برای فوت مادر ، متن دلداری برای فوت مادر + مصیبت مرگ مادر

شعر وحشی درباره بهار

نفس گرم نگر فیض اثر بین که اگر

پیشنهادی :  شعر در مورد دفاع از حرم

بگمارم به خزان رشک بهارش سازم

کیست بدخواه تو ای همت پاکان با تو

که به یک آه سحر بهر تو کارش سازم

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی درباره بهار

سد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام

ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم

بیگانه شوم از تو که بیگانه پرستی

آزار کشم گر ز تو بیگانه نباشم

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی بهار

ای گل اگر به گفتهٔ وحشی

عمل کنی

سد ساله نو بهار

خزان را ضمان منم

وحشی بافقی

جستحو کنید در سایت : متن برای فوت پدر ، متن های کوتاه و زیبا درباره پدر فوت شده

شعر وحشی درباره بهار

نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان

آتشین میلیست در چشمم نهال ارغوان

تا گل سوری بخندد ساقی بزم بهار

ریخت در جام زمرد فام خیری زعفران

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی درباره بهار

حسرت آن مرغ کز خرم بهاری دور ماند

می‌توان کردن قیاس از بینواییهای او

ما و تو هم درد و هم داغیم ای مرغ چمن

تو ز گل می‌نال و من از بی‌وفاییهای او

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی بهار

ز باران بهار حسن آبی بر گلستان زن

که اندر مهر جان پر گل کند دیوار بستان را

ز روی خویش اگر نقشی گذاری بر درمشرق

ز خجلت کس نبیند بعد ازین خورشید تابان را

وحشی بافقی

جستحو کنید در سایت : متن برای پدر فوت شده پنجشنبه ، آخر سال + باز پنجشنبه و دلتنگی پدر

شعر وحشی درباره بهار

حبذا این رخ بهشت آرا

که بهار حدیقهٔ جان است

پیشنهادی :  شعر در مورد سمنان

مرحبا این بهار جان پرور

که ازو عالمی گلستان است

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی درباره بهار

شاد باش از خزان غم وحشی

که بهار از پی خزان باشد

شادی و غم به کس نمی‌ماند

عاقل آنکس که شادمان باشد

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر وحشی بافقی بهار

وقت شکفتگی و گل افشانی من است

خارم همه گل است و خزانم همه بهار

من بلبل ترانه زن باغ دولتم

یعنی که آمده‌ست گل دولتم ببار

وحشی بافقی

جستحو کنید در سایت : متن برای روز پدر فوت شده ، متن برای پدر فوت شده

شعر وحشی درباره بهار

باز وقت است که از آمدن باد بهار

بشکفد غنچه و گل خیمه زند در گلزار

آید از مهد زمین طفل نباتی بیرون

دایهٔ ابر دهد پرورش او به کنار

وحشی بافقی

درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...

شعر در مورد هنر

4
دقیـقه مطالعه
مشاهده