شعر در مورد تسلیت

شعر در مورد تسلیت

شعر در مورد تسلیت ، شعر در مورد تسلیت مرگ عزیز و دوست و رفیق و همسر جوان همگی در سایت جالب فا.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد تسلیت

فقدان پدر بزرگوارتان ما را سخت اندوهگین ساخت

غفران و رحمت الهی برای آن عزیز از دست رفته

و سلامتی و طول عمر با عزت

برای جناب عالی از پروردگار متعال خواهانیم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت پدر

بعد یک سال بنویسید پسرم کبوتر شد و رفت

زیر باران بهار غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا غصه

آنقدر غرق غمش بود که پرپر شد و رفت

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد هرمزگان ، شعر کوتاه و محلی زیبا در وصف استان هرمزگان

شعر در مورد تسلیت مادر

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه

جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی

یا با تردید که بری یا که بمونی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت اربعین

تحمل سوگ فقدان پدر

صبری الهی را می طلبد

ما را در این غم سترگ و جانکاه

شریک بدانید

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت دایی

از درگاه خداوند متعال

برای آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه

و برای جنابعالی و خانواده محترم

صبوری و شکیبایی مسئلت می نمایم

خداوند قرین رحمتش فرماید

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد دریای خزر ، شعر کوتاه و زیبا درباره دریای خزر و ساحل زیبا

شعر در مورد تسلیت مرگ

سالی گذشت و ما همه محزون آن شبیم

پیشنهادی :  شعر پاییز و یلدا

کز داغ جانگداز فراقت به سر زدیم

پدر به وسعت بیکران دریای مهر تو

در خون نشسته و در غم شناوریم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت برادر

مادرم مرغ دلم پر می‌کشد اندر هوایت

آرام جان باز آ که من مشتاق آن خندیدنت

به ماتمت من مانده‌ام با صد هزاران آرزو

آغوش باز مضطرب در حسرت بوییدنت

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت جوان

چه خوش باشد در این دنیای فانی

به خوش نامی نمودن زندگانی

که بعد از ما بسی گردش کند چرخ

نماند جز نکونامی نشانی

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد بجنورد ، شعر جدید و زیبا و کوتاه در وصف شهر بجنورد

شعر در مورد تسلیت عمو

ببوسم دستت ای بابا که پروردی مرا آزاد

بیا مادر تماشا کن که فرزندت شده داماد

به حجله میروم شادان و زخمی در بدن دارم

به جای رخت دامادی کفن خونین به تن دارم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت ایام فاطمیه

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت پدر بزرگ

اندوه ما در غم

از دست دادن آن عزیز بزرگوار

در واژه ها نمی گنجد

تنها می توانیم

از خداوند برایتان صبری عظیم

و برای آن مرحوم روحی شاد

و آرام طلب کنیم

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد بندرعباس ، شعر کوتاه و محلی و قدیمی بندرعباس و بندری

شعر درباره تسلیت پدر

آسمان امروز ببار، اینجا گلی پژمرده گشت

پیشنهادی :  شعر در مورد خستگی

از غم داغ رخش، یک محفلی افسرده گشت

آسمان امروز ببار، ما صد جگر سوزانده ایم

چون پدر از بین ما رفت، قلب ما هم مرده گشت

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره تسلیت پدر

عرض تسلیت حقیر را بپذیرید

تحمل سوگ فقدان مادر صبری الهی را می طلبد

خداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود :

و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم

مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تسلیت مرگ پدر

درد من، درد فراق است، خدایا کم نیست

اشکهایم بجز از فراق و غم و ماتم نیست

بر دل غم زده و بغض پر از فریادم

بجز آن لطف نگاه پدرم مرهم نیست

جستحو کنید در سایت : شعر در مورد سیستان و بلوچستان ، شعر کوتاه و زابلی فردوسی در مورد سیستان

شعر در مورد تسلیت مادر بزرگ

شب به شب می گذره مادر

باورم نمیشه رفتی

داداشی خوابتو دیده

میدونم فرشته هستی

آینه ها دروغ نمیگن

پیرهن مشکی تنم شد

اون که بود همه کس من

حالا هدیه به خاک شد

سجاده تو میبوسم

شاید منو آروم کنه

چشما ی من خون گریه شد

شاید خدا یادم کنه

” alt=”شعر در مورد تسلیت ، شعر در مورد تسلیت مرگ عزیز و دوست و رفیق و همسر جوان” width=”550″ height=”293″ data-src=”https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/45.jpg” data-srcset=”https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/45.jpg 550w, https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/45-180×96.jpg 180w, https://parsizi.ir/wp-content/uploads/2020/01/45-120×64.jpg 120w” data-sizes=”(max-width: 550px) 100vw, 550px” />

 گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

پیشنهادی :  متن نگاه در آینه

گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

.

گلچین روزگار

عجب خوش سلیقه است

می چیند آن گلی

که به عالم نمونه است

.

دیدی ای دل که خزان با گل و گلزار چه کرد

تیغ طوفان بلا با گل بی خار چه کرد

شعله شمع به آرامی و مظلومی سوخت

داغ آن با دل پروانه بی یار چه کرد

.

 رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز

هر کجا می نگرم روی تو پیاست هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو

نام نیکت همه جا ورد زبانست هنوز

.

رفت آن یار داغ و صد اندوه

به دل داغدار یار نهاد

ما پس ز ماندگان قافله ایم

او به منزل رسید و بار نهاد

درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...

شعر در مورد آب

6
دقیـقه مطالعه
مشاهده

شعر در مورد زغال

3
دقیـقه مطالعه
مشاهده

شعر در مورد شهید

22
دقیـقه مطالعه
مشاهده