شعر درباره قضا و قدر

شعر درباره قضا و قدر

شعر درباره قضا و قدر ، متن و شعر حافظ درباره قضا و قدر همگی در سایت جالب فا.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعری درباره قضا و قدر

این عجب نبود که کور افتد به چاه

بوالعجب افتادن بینای راه

این قضا برا گونه گون ، تصریف هاست

چشم بندش یفعل الله ما یشاست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ درباره قضا و قدر

چون قضا بیرون کند از چرخ ، سر

عاقلان گردند جمله کور و کر

ماهیان افتند از دریا برون

دام گیرد مرغ پران را زبون

جستحو کنید در سایت : متن تسلیت کوتاه پدر ، عکس نوشته پیام تسلیت پدر + متن تسلیت پدر همکار

شعر حافظ در مورد قضا و قدر

چون قصا آید

نبینی غیر پوست

دشمنان را

باز نشناسی ز دوست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر خیام در مورد قضا و قدر

این هم از تاثیر حکم است و قدر

چاه میبینی و نتوانی حذر

هیست خود از مرغ پران این عجب

که نبیند دام و افتد د رعطب

این عجب که دام بیند ، هم وتد

گر نخواهد ، ور بخواهد می فتد

چشم، باز و گوش باز و دام ؛

پیش سوی دامی می پرد با پر خویش

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعری درباره قضا و قدر

چون قضا آید ، طبیب ابله شود

و آن دوا در نفع هم گمره شود

جستحو کنید در سایت : متن تسلیت کوتاه ، رسمی برای دوست و پدر و مادر + نحوه تسلیت گفتن

شعر حافظ درباره قضا و قدر

چون قضا آید ، شود دانش به خواب

پیشنهادی :  شعر در مورد زمانه

مه سیه گردد، بگیرد آفتاب

از قضا این تعبیه کی نادر است ؟

از قضا دان کو قضا را منکر است

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ در مورد قضا و قدر

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز

تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

مرده باید بود پیش حکم حق

تا نیاید زخم ، از ب الفلق

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر خیام در مورد قضا و قدر

این همه دانست چون آمد قضا

دانش یک نهی شد بر وی خطا

کای عجب ! نهی از پی تحریم

بود یا به تاویلی بد و توهیم بود ؟

در دلش، تاویل چون ترجیح یافت

طبع در حیرت سوی گندم شتافت

باغبان را خار ، چون در پای رفت

دزد فرصت یافت و کالا برد ، تفت

چون ز حیرت رست ، باز آمد

به راه دید برده دزد ، رخت از کارگاه

ربنا انا ظلمنا گفت و آه یعنی آمد

ظلمت و گم گشت راه

این قضا ابری بود خورشید پوش

شیر و اژدر ها شود زو همچو موش

جستحو کنید در سایت : متن تسلیت برای عمو فوت شده ، پیام تسلیت و متن در مورد عمو فوت شده

شعری درباره قضا و قدر

چون قضا اید فرو پوشد بصر

تا نداند عقل ما ، پا را ز سر

چون قضا بگذشت ، خود را می خورد

پرده بدریده ، گریبان می درد

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ درباره قضا و قدر

بر قضا هر کو شبیخون آورد

سرنگون آید ز خون خود خورد

چون زمین ، با آسمان ، خصمی کند

شوره گردد، سر مرگی بر زند

پیشنهادی :  شعر در مورد درخت

نقش ، با نقاش پنجه می زند

سبلتان و ریش خود بر می کند

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ در مورد قضا و قدر

او همه نور است از نور رضا

لیک کور کرد سرهنگ قضا

جستحو کنید در سایت : متن تسلیت برای عمو خودم ، پیام تسلیت دلنشین + متن دلتنگی برای عمو

شعر خیام در مورد قضا و قدر

چون قضا آید شود تنگ این جهان

از قضا ، حلوا شود رنج دهان

چشم بسته میشود وقت قضا

تا نبیند چشم ، کحل چشم را

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعری درباره قضا و قدر

آدما! تو نیستی کور از نظر

لیک اذا جاء القضا عمی البصر

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر حافظ درباره قضا و قدر

ناظر فرعی ، از اصلی بی خبر

فرع ماییم ، اصل ، احکام قدر

چرخ گردان را قضا گمره کند

صد عطارد را قضا ابله کند

تنگ گرداند جهان چاره را

آب گرداند حدید و خاره را

جستحو کنید در سایت : متن تسلیت زن عمو ، جان عزیزم + متن و پیام تسلیت اقوام نزدیک کوتاه

شعر حافظ در مورد قضا و قدر

هست صد چندین فسون های قضا

گفت : اذا جا ء القضا ضاق الفضا

صد ره و مخلص بود از چپ و راست

از قضا بسته شود، کو آژدهاست

درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...