شعر در مورد اسرار دل

شعر در مورد اسرار دل

شعر در مورد اسرار دل ، شعر در مورد اسرار نهان و اسرار عشق همگی در سایت جالب فا.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر اسرار دل

مـن عـاشـق دیــوانــه ام ،

آگَـه ز اَســرارم کنیـد

در بستـر افتـاده دلــم ،

از خــواب بیــدارم کنیـد

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسرار دل

من راز نگاهت را

از آینه پرسیدم

چشمان نجیبت را

از دور پرستیدم

باران شدم و چون اشک

بر عشق تو باریدم

من شمع وجودم را

به مهر تو بخشیدم

شعر اسرار

نوش داروے لبت..️

سر تمام عاشقی ست !

با همین اسرار

خود را خوب ؛ درمان میڪنم !!…

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسرار

من سکوتی گشته ام

در محبس فریاد دل

تا بمیرم در سکوتم

من نگویم راز عشق.

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر اسرار دل

یکی از ژرف‌ترین

اسرارِ عشق

این است:

چرا او؟

شعر در مورد اسرار دل

دور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته ام

بر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوست

تا گردن سپید تو گرداب رازهاست

سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر اسرار

آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا

می‌نکند محرم جان محرم اسرار مرا

نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش

پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا

مولانا

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسرار

فاش به اهل دل شده ،

راز مگوی شعر من

بیم ندارم از سخن…

یا ز ِهمه حقایقی

شعر اسرار دل

من معتقدم که

درونی‌ترین اسرار انسان

پیشنهادی :  متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

در چشم هایش

خوانده میشود…

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسرار دل

تو همه راز جهان

ریخته در چشم سیاهت

من همه

محو تماشای نگاهت

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر اسرار

بکن آن جا مناجاتت بگو اسرار و حاجاتت

سلیمان خود همی‌داند زبان جمله مرغان را

سخن بادست ای بنده کند دل را پراکنده

ولیکن اوش فرماید که گرد آور پریشان را

مولانا

شعر در مورد اسرار

ز تو با تو راز گویم

به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم

به نشان بی‌نشانی

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اسرار دل

یکی از اسرار بغل اینه

که یه حالت آلزایمر طوری بهت میده … ‏

وقتی میری تو بغلش کل مشکلات

و بدبختیات از یادت میره …

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر اسرار دل

آن راز که از ماست

پس پرده بلاست

کی راز شود باز

که یابم دل باز

شعر اسرار

تو بلبل گلزاری تو ساقی ابراری

تو سرده اسراری هم بی‌سر و بی‌پا را

یا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تو

در کار درآری تو سنگ و که خارا را

مولانا

درباره این مطلب نظر دهید !

مطالب زیرا حتما بخوانید ...

شعر در مورد کفر

3
دقیـقه مطالعه
مشاهده

شعر در مورد آسمان

10
دقیـقه مطالعه
مشاهده